پروژههای معماری مدرن دیگر تنها به ساختن یک بنا محدود نمیشوند، بلکه پاسخی پیچیده به نیازهای متراکم شهری هستند. پروژهای که امروز بررسی میکنیم، نمونهای درخشان از تعامل میان معماران و نهادهای دولتی است. این طرح که توسط استودیوی معماری آرچمیکسینگ (Atelier Archmixing) اجرا شده، نشاندهنده مداخله فعالانه معماران برای حل چالشهای بازآفرینی شهری و فضاهای آموزشی است.
سایت پروژه شکلی باریک و کشیده دارد؛ از شرق به “مدرسه ابتدایی تجربی کونشان” و از غرب به “موسسه تحقیقات فناوری صنعتی کونشان” محدود میشود. موقعیت استراتژیک این زمین، دو فضای سبز مهم شهری یعنی پارک دریاچه دایو (Dayu Lake Park) در شمال و پارک جنگلی کونشان در جنوب را به هم متصل میکند.

از یک سفارش ساده تا یک مجتمع شهری پیچیده
داستان شکلگیری این پروژه بسیار جالب است. همه چیز از یک سفارش معمولی برای طراحی چند غرفه تجاری در یک نوار باریک سبز شهری آغاز شد. اما معماران متوجه وجود یک پارکینگ عمومی در زیرِ زمین شدند و پیشنهاد ادغام این کاربریها را دادند. این ایده، نقطه عطف پروژه بود.
حمایت ذینفعان پروژه باعث شد طرح اولیه به یک مجتمع شهری سبز و سهبعدی تبدیل شود که فضای سبز، پارکینگ و واحدهای تجاری را یکجا در خود جای داده است. همزمان، مدرسه ابتدایی مجاور به دلیل محدودیت فضای آموزشی، درخواست کرد تا کلاسهای جدید و امکانات ورزشی خود را به داخل سایت طراحی گسترش دهد.
در اینجا تیم طراحی با چالشی بزرگ روبرو شد: چگونه میتوان مدرسه، فضای سبز عمومی و پارکینگ زیرزمینی را در یک طراحی واحد و منسجم تلفیق کرد؟ پاسخ معماران استفاده از سه استراتژی کلیدی بود:
- سازماندهی عمودی فضا
- استفاده اشتراکی در بستر زمان (Time-sharing)
- مرزهای باز و نفوذپذیر
این رویکرد که مورد توجه متخصصان معماری نیز هست، نشان میدهد چگونه میتوان محدودیت منابع شهری را به فرصتی برای خلق ارزش افزوده تبدیل کرد.

استراتژی اول: سازماندهی عمودی و عبور از محدودیتها
یکی از مهمترین راهکارها در این پروژه، استفاده از ارتفاع برای غلبه بر کمبود زمین بود. معماران با استفاده از سیستم سازه فولادی، بخش جدیدی را به سمت غرب ساختمان آموزشی موجود اضافه کردند. این بخش شامل ۲۴ کلاس درس جدید است که بخشی از آن به صورت کنسول (پیشآمدگی) بر روی کمربند سبز شهری معلق شده است.
ساخت و ساز عمدتاً در جبهه غربی و شمالی متمرکز شد تا روند آموزش در مدرسه فعلی مختل نشود. ساختمانهای جدید در غرب، از روی مسیر دسترسی آتشنشانی عبور میکنند؛ به این ترتیب، هم عملکرد ایمنی مسیر حفظ شده و هم از فضای بالای آن استفاده بهینه شده است.
در سمت شمال، یک ساختمان چندمنظوره جدید، فضاهای آموزشی و فعالیتهای گروهی را ترکیب کرده و مرکز جدیدی برای پردیس مدرسه ایجاد کرده است. دانشآموزان اکنون در کلاسهایی درس میخوانند که دیدی گسترده به پارک شهری و کریدور سبز دارند؛ تلفیقی بصری و عملکردی میان مدرسه و شهر.

استراتژی دوم: استفاده اشتراکی و چندمنظوره در زمانهای مختلف
تضمین استفاده بهینه از فضاهای عمومی چندلایه، دومین اصل طراحی بود. معماران کمربند سبز شهری را به عنوان یک “کریدور سبز سهبعدی” بازتعریف کردند:
- تراز بالا: عملکردهای پیادهراهی و چشمانداز سبز.
- تراز میانی: یک پلازای فرورفته (Sunken Plaza) و مرکز حملونقل.
- تراز همکف/زیرزمین: پارکینگ و امکانات ورزشی.
این پلازای فرورفته نقشهای متعددی ایفا میکند. در ساعات اوج شلوغی، به عنوان محل سوار و پیاده شدن دانشآموزان توسط والدین عمل میکند و از ترافیک خیابان میکاهد. در سایر ساعات، به یک فضای باز عمومی برای شهروندان تبدیل میشود.
کریدور سبز و حیاطهای نورگیر
حیاطهای مرکزی تعبیه شده در پارکینگ زیرزمینی، نور طبیعی و فضای سبز را به اعماق زمین میآورند. برخی از این فضاها به عنوان زمینهای ورزشی عمل میکنند که بین دانشآموزان و ساکنان محله مشترک است. رمپها و مسیرهای دسترسی عمودی، تمام این لایهها را به هم متصل میکنند تا جریان حرکت انسان و ترافیک به روانی صورت گیرد.

استراتژی سوم: مرزهای باز و تعامل با شهر
طراحی یکپارچه، پردیس بستهی مدرسه را به یک رابط باز شهری تبدیل کرده است. به جای دیوارهای بلند و حصارهای صلب، معماری و توپوگرافی زمین هستند که مرزها را تعریف میکنند.
یک ورودی جدید در سمت غرب و در امتداد کمربند سبز اضافه شد تا فشار ترافیک ورودی اصلی کاهش یابد. چشمانداز (Landscape) پروژه به صورت مجموعهای از صفحات بتنی تا شده شکل گرفته که از جنوب به شمال اوج میگیرند و گویی بر فراز جاده شهری شناور هستند.
اکنون لایههای بالایی به آموزش اختصاص دارند، لایه میانی محل توزیع جمعیت و تعاملات اجتماعی است و لایه پایین به ورزش و پارکینگ اختصاص یافته است. دانشآموزان، معلمان، والدین و شهروندان در زمانهای مختلف این سیستم فضایی را با هم شریک میشوند و مدلی جدید از تعاملات عمومی شهری را شکل میدهند.

نتیجهگیری
این پروژه پیچیده که ذینفعان متعدد و سیستمهای میانرشتهای را درگیر میکرد، با وجود چالشهای دوران همهگیری کرونا، بین سالهای ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۲ با موفقیت به پایان رسید. موفقیت این طرح مرهون همکاری نزدیک میان طراحان، سازندگان شهری و سیاستگذاران بود.
هدف مشترک همه آنها به حداکثر رساندن کارایی منابع فضایی اصلی برای پاسخگویی به نیازهای متنوع بود. تبدیل محدودیتها به فرصتها از طریق نوآوری در طراحی و مدیریت، این پروژه را به الگویی ارزشمند برای بازآفرینی بافتهای پیچیده شهری تبدیل کرده است.











منبع : B2n.ir/tk4810



