آموزش و مدرسه

مصاحبه با دکتر داود سالاریه

پژوهشگر، دکترای مدیریت، نویسنده و صاحب ایده و یکی از بنیان‌گذاران «خانه مدارس»

مصاحبه با دکتر داود سالاریه

پژوهشگر، دکترای مدیریت، نویسنده و صاحب ایده و یکی از بنیان‌گذاران «خانه مدارس»

دکتر داود سالاریه از پژوهشگران و صاحب‌نظران حوزه مدیریت و مطالعات آموزشی است که در سال‌های اخیر، نگاه خود را به پیوند میان آموزش، مدیریت، توسعه فضاهای آموزشی، تجهیزات مدارس، کیفیت محیط یادگیری، معیشت جامعه فرهنگی و آینده نظام تعلیم و تربیت معطوف کرده است.

او معتقد است مسئله آموزش در ایران را نمی‌توان صرفاً در چارچوب کتاب درسی، مدرسه و کلاس درس تحلیل کرد؛ بلکه باید آن را در قالب یک زیست‌بوم چندلایه آموزشی، اجتماعی، اقتصادی، کالبدی و مدیریتی مورد مطالعه قرار داد.

در همین چارچوب، «خانه مدارس» با نگاه به توسعه یک زیست‌بوم جامع پیرامون مدرسه و آموزش شکل گرفته است؛ زیست‌بومی که در آن، فضای آموزشی، تجهیزات، مبلمان، فناوری، زیرساخت، خدمات آموزشی، پژوهش، توسعه عمرانی و حتی کیفیت زندگی خانواده‌ها و جامعه فرهنگی در ارتباط با یکدیگر دیده می‌شوند.

آموزش در ایران؛ مسئله فقط کلاس و کتاب نیست

سؤال:

دکتر سالاریه، اگر بخواهیم از بنیادی‌ترین مسئله آموزش در ایران شروع کنیم، به نظر شما مهم‌ترین چالش نظام آموزشی چیست؟

دکتر سالاریه:

به اعتقاد من، یکی از خطاهای رایج در تحلیل نظام آموزشی این است که «آموزش» را به «کلاس درس» تقلیل می‌دهیم.

در حالی که آموزش، یک نظام پیچیده و چندسطحی است.

وقتی از کیفیت آموزش صحبت می‌کنیم، باید همزمان درباره معلم، دانش‌آموز، خانواده، برنامه درسی، محیط یادگیری، معماری مدرسه، تجهیزات، فناوری، نظام ارزیابی، مدیریت مدرسه، سیاست‌گذاری عمومی و حتی شرایط اقتصادی و اجتماعی جامعه صحبت کنیم.

دانش‌آموز نمی‌تواند از محیط زندگی خود جدا شود و وارد مدرسه شود و انتظار داشته باشیم تمام مسائلش پشت در مدرسه باقی بماند.

معلم هم همین‌طور است.

نمی‌توان از معلمی که با دغدغه‌های متعدد معیشتی، شغلی و اجتماعی مواجه است، انتظار داشت که در تمام ساعات روز در بالاترین سطح انگیزشی، شناختی و عاطفی خود قرار داشته باشد.

بنابراین، اگر به دنبال ارتقای کیفیت آموزش هستیم، باید از نگاه تک‌بعدی عبور کنیم و به سمت یک نگاه سیستمی، اکولوژیک و میان‌رشته‌ای حرکت کنیم.

معیشت فرهنگیان؛ مسئله‌ای فراتر از حقوق و دستمزد

سؤال:

شما در صحبت‌هایتان بارها بر مسئله معیشت جامعه فرهنگی تأکید کرده‌اید. چرا این موضوع را تا این اندازه مهم می‌دانید؟

دکتر سالاریه:

چون «معیشت» را نباید فقط در فیش حقوقی جست‌وجو کرد.

معیشت، یک مفهوم چندبعدی است.

وقتی از معیشت فرهنگی صحبت می‌کنیم، باید مجموعه‌ای از مؤلفه‌ها را در نظر بگیریم؛ از درآمد پایدار، امنیت اقتصادی و مسکن گرفته تا دسترسی به خدمات، رفاه، اوقات فراغت، سلامت اجتماعی، شأن حرفه‌ای و امکان برنامه‌ریزی برای آینده.

اگر معلم دائماً درگیر تأمین حداقل‌های زندگی باشد، طبیعی است که بخشی از ظرفیت ذهنی و روانی او به جای اینکه صرف توسعه حرفه‌ای و خلاقیت آموزشی شود، صرف حل مسائل اقتصادی روزمره خواهد شد.

بنابراین، من معتقدم سیاست ارتقای کیفیت آموزش باید با سیاست ارتقای کیفیت زندگی معلم پیوند بخورد.

این دو از هم جدا نیستند.

ما نمی‌توانیم از یک طرف درباره «معلم تراز تحول» صحبت کنیم و از طرف دیگر، مسئله کیفیت زندگی، مسکن و امنیت اقتصادی او را خارج از منظومه سیاست‌گذاری آموزشی قرار دهیم.

مسکن؛ یکی از حلقه‌های مغفول در سیاست رفاهی فرهنگیان

سؤال:

شما مشخصاً درباره مسکن فرهنگیان هم مطالعات و ایده‌هایی داشته‌اید. این مسئله چه نسبتی با آموزش دارد؟

دکتر سالاریه:

مسکن فقط یک کالای اقتصادی نیست؛ مسکن یک زیرساخت اجتماعی و حتی آموزشی است.

وقتی یک خانواده فاقد امنیت نسبی در حوزه مسکن باشد، بخشی از انرژی و منابع ذهنی، مالی و زمانی آن خانواده دائماً صرف مسئله مسکن خواهد شد.

در مورد جامعه فرهنگی، این مسئله اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

ما باید به سمت طراحی مدل‌هایی حرکت کنیم که «مسکن فرهنگیان» را صرفاً به معنای ساخت تعدادی واحد مسکونی نبینند.

من از مجتمع‌های زیست‌پذیر فرهنگی صحبت می‌کنم.

یعنی چه؟

یعنی مجموعه‌ای که در آن مسکن، مدرسه، فضای آموزشی، خدمات رفاهی، فضای سبز، خدمات فرهنگی، ورزش، خدمات اجتماعی و امکانات مورد نیاز خانواده، در یک منظومه هماهنگ دیده شود.

این همان نقطه‌ای است که شهرک‌سازی، آموزش و سیاست اجتماعی به یکدیگر می‌رسند.

آیا می‌توان استانداردهای آموزشی ایران را ارتقا داد؟

سؤال:

به بحث کیفیت آموزش برسیم. آیا به نظر شما ارتقای استانداردهای آموزشی در ایران امکان‌پذیر است؟

دکتر سالاریه:

قطعاً.

اما با یک شرط؛ اینکه استاندارد را فقط در قالب یک عدد، جدول یا دستورالعمل نبینیم.

استاندارد آموزشی باید تبدیل به یک فرهنگ تصمیم‌گیری شود.

ما باید بپرسیم:

مدرسه استاندارد چیست؟

کلاس استاندارد چیست؟

میز و صندلی استاندارد چیست؟

نور استاندارد چیست؟

تعداد دانش‌آموز مناسب برای یک کلاس چقدر است؟

فاصله، دید، صوت، تهویه، دمای محیط، دسترسی، ایمنی و فناوری چه وضعیتی باید داشته باشند؟

و حتی سؤال مهم‌تر:

چه محیطی می‌تواند ظرفیت یادگیری دانش‌آموز را افزایش دهد؟

این پرسش‌ها ما را از استانداردسازی صوری به سمت استانداردسازی عملکردی هدایت می‌کند.

اتفاقاً در اسناد رسمی آموزش‌وپرورش ایران نیز بر استانداردسازی فضا، تجهیزات و فناوری و توجه به الزامات ارگونومیک تأکید شده است. �

نظامت +۱

بنابراین، مسئله فقط فقدان ایده نیست؛ مسئله مهم‌تر، تبدیل استانداردها و دانش موجود به فرآیند اجرایی، پایش مستمر و تصمیم‌گیری مبتنی بر داده است.

مبلمان آموزشی؛ یک وسیله ساده یا یک ابزار آموزشی؟

سؤال:

یکی از حوزه‌هایی که شما روی آن تأکید ویژه دارید، مبلمان آموزشی است. چرا یک میز و صندلی مدرسه باید تا این اندازه مهم باشد؟

دکتر سالاریه:

چون ما سال‌هاست میز و صندلی را به عنوان یک کالای ساده نگاه کرده‌ایم، در حالی که مبلمان آموزشی بخشی از فناوری یادگیری است.

وقتی دانش‌آموز چند ساعت در یک وضعیت نامناسب می‌نشیند، بدن او با محیط آموزشی وارد تعارض می‌شود.

از طرف دیگر، اگر مبلمان اجازه حرکت، تغییر وضعیت، کار گروهی و تعامل را ندهد، حتی می‌تواند الگوی آموزشی را محدود کند.

مطالعات انجام‌شده روی دانش‌آموزان ایرانی نیز نشان داده‌اند که میان ابعاد بدنی دانش‌آموزان و برخی ابعاد مبلمان مدارس عدم تناسب قابل‌توجهی وجود داشته است؛ در یک مطالعه روی ۹۷۸ دانش‌آموز دبیرستانی، عدم تطابق در ارتفاع صندلی، عرض صندلی و ارتفاع سطح نوشتن قابل توجه گزارش شد. �

ScienceDirect +۱

حتی یک مرور نظام‌مند مطالعات ایرانی نیز بر ضرورت طراحی و تأمین مبلمان متناسب با ابعاد بدنی دانش‌آموزان تأکید کرده است. �

PubMed Central (PMC) +۱

پس وقتی من از مبلمان آموزشی هوشمند، ارگونومیک و انسان‌محور صحبت می‌کنم، منظورم یک کالای لوکس نیست.

من درباره یک مؤلفه مؤثر در کیفیت محیط یادگیری صحبت می‌کنم.

از «میز و صندلی» تا «مهندسی محیط یادگیری»

دکتر سالاریه:

من حتی معتقدم باید واژگانمان را اصلاح کنیم.

وقتی می‌گوییم «میز و صندلی مدرسه»، ذهن ما به سمت خرید و فروش کالا می‌رود.

اما اگر بگوییم «مهندسی محیط یادگیری»، نگاه ما تغییر می‌کند.

در مهندسی محیط یادگیری، ما با مجموعه‌ای از متغیرها مواجهیم:

ارگونومی، نور، صوت، دما، تهویه، رنگ، چیدمان، دسترسی، انعطاف‌پذیری، فناوری، مبلمان، تراکم، ایمنی و تعامل اجتماعی.

اینها در کنار هم یک «محیط یادگیری» را می‌سازند.

در واقع، مدرسه یک سیستم است و کلاس درس یکی از زیرسیستم‌های آن.

مدرسه آینده چه شکلی خواهد داشت؟

سؤال:

اگر بخواهیم مدرسه آینده را تصور کنیم، چه تفاوتی با مدرسه امروز خواهد داشت؟

دکتر سالاریه:

مدرسه آینده الزاماً مدرسه‌ای پر از نمایشگر و تجهیزات دیجیتال نیست.

این یک برداشت ساده‌انگارانه از مفهوم مدرسه هوشمند است.

مدرسه آینده باید یادگیرنده‌محور، انعطاف‌پذیر، فناورانه، انسان‌محور، ایمن و قابل بازآرایی باشد.

کلاس باید بتواند برای آموزش فردی، کار گروهی، پروژه، گفت‌وگو، آزمایش و فعالیت خلاقانه تغییر وضعیت بدهد.

مبلمان باید بخشی از این انعطاف را فراهم کند.

فناوری باید در خدمت یادگیری باشد، نه اینکه صرفاً به عنوان یک عنصر تزئینی وارد کلاس شود.

حتی در استانداردهای بین‌المللی فضاهای یادگیری نیز بر فضاهای مشارکتی، مبلمان متحرک، قابلیت کار گروهی و تناسب فضا با سن و توانایی کاربران تأکید شده است. �

inee.org

آیا معماری می‌تواند کیفیت آموزش را تغییر دهد؟

دکتر سالاریه:

قطعاً.

معماری مدرسه یک «پس‌زمینه خنثی» نیست.

معماری، رفتار تولید می‌کند.

اگر راهروها، کلاس‌ها، حیاط، فضاهای مشارکتی و امکانات مدرسه به شکلی طراحی شوند که ارتباط، خلاقیت و تعامل را تسهیل کنند، معماری به یک عامل پشتیبان یادگیری تبدیل می‌شود.

از طرف دیگر، اگر مدرسه صرفاً بر اساس الگوی ساختمانی ثابت و بدون توجه به نیازهای آموزشی طراحی شود، حتی بهترین معلم نیز در یک محیط نامناسب محدودیت‌هایی خواهد داشت.

بنابراین من از گذار از معماری مدرسه به معماری یادگیری صحبت می‌کنم.

این دو مفهوم یکی نیستند.

فناوری؛ فرصت یا تهدید؟

سؤال:

هوش مصنوعی و فناوری‌های جدید چه جایگاهی در مدرسه آینده دارند؟

دکتر سالاریه:

فناوری، جایگزین معلم نیست؛ اما می‌تواند توان معلم و ظرفیت مدرسه را افزایش دهد.

ما باید به جای فناوری‌زدگی، به سمت فناوری‌پذیری هوشمند حرکت کنیم.

یعنی ابتدا مسئله آموزشی را بشناسیم، سپس ببینیم آیا فناوری می‌تواند آن مسئله را حل کند یا خیر.

در غیر این صورت، خرید تجهیزات دیجیتال بدون طراحی فرآیند آموزشی مناسب، صرفاً هزینه ایجاد می‌کند.

مدرسه هوشمند مدرسه‌ای نیست که بیشترین تجهیزات را دارد؛

مدرسه هوشمند مدرسه‌ای است که از فناوری، هوشمندانه استفاده می‌کند.

نقش پژوهش در اصلاح نظام آموزشی چیست؟

دکتر سالاریه:

یکی از ضعف‌های تاریخی ما، فاصله میان دانش تولیدشده و تصمیم اجرایی است.

دانشگاه پژوهش می‌کند.

دستگاه اجرایی تصمیم می‌گیرد.

بازار محصول تولید می‌کند.

مدرسه استفاده می‌کند.

اما این چهار حلقه همیشه به شکل مطلوب به یکدیگر متصل نیستند.

من معتقدم باید یک زنجیره دانش تا اجرا ایجاد کنیم.

پژوهش باید بتواند به سیاست تبدیل شود.

سیاست باید بتواند به برنامه تبدیل شود.

برنامه باید به پروژه برسد.

و پروژه باید در نهایت در مدرسه، در کلاس و در تجربه واقعی دانش‌آموز قابل مشاهده باشد.

این همان چیزی است که من از آن با عنوان پژوهش کاربردی و مسئله‌محور یاد می‌کنم.

خانه مدارس با چه نگاهی شکل گرفته است؟

سؤال:

در این میان، فلسفه شکل‌گیری خانه مدارس چیست؟

دکتر سالاریه:

خانه مدارس برای من صرفاً یک شرکت یا یک مجموعه تجاری نیست.

ایده اصلی، ایجاد یک پلتفرم فکری و اجرایی پیرامون مدرسه است.

مدرسه یک مسئله چندوجهی است و نمی‌توان با یک تخصص منفرد به همه مسائل آن پاسخ داد.

در خانه مدارس تلاش می‌کنیم میان پژوهش، آموزش، تجهیزات، مبلمان، فناوری، طراحی، عمران، شهرسازی و توسعه فضاهای آموزشی ارتباط برقرار کنیم.

به زبان ساده‌تر، می‌خواهیم از «فروش یک محصول» به سمت شناخت مسئله و ارائه راهکار حرکت کنیم.

آیا خانه مدارس فقط درباره مدرسه است؟

دکتر سالاریه:

نه.

اگر مدرسه را یک نقطه در یک شبکه بزرگ‌تر بدانیم، آن شبکه شامل خانواده، محله، شهر، مسکن، خدمات اجتماعی، اقتصاد و فرهنگ است.

به همین دلیل، توسعه مجتمع‌های آموزشی، پروژه‌های عمرانی، شهرک‌های مسکونی و فضاهای چندمنظوره نیز می‌تواند با مأموریت خانه مدارس ارتباط پیدا کند.

مثلاً اگر بخواهیم برای جامعه فرهنگی یک مجتمع مسکونی طراحی کنیم، چرا نباید مدرسه، مهدکودک، فضای فرهنگی، ورزشی، خدمات رفاهی و فضای سبز را در کنار مسکن ببینیم؟

این همان توسعه یکپارچه اجتماعی ـ فضایی است.

کیفیت آموزش از کجا آغاز می‌شود؟

دکتر سالاریه:

گاهی فکر می‌کنیم کیفیت آموزش از کتاب درسی شروع می‌شود.

من معتقدم کیفیت آموزش، خیلی زودتر آغاز می‌شود.

از کیفیت زندگی معلم آغاز می‌شود.

از کیفیت محیط خانواده آغاز می‌شود.

از کیفیت معماری مدرسه آغاز می‌شود.

از کیفیت هوای کلاس آغاز می‌شود.

از نور کلاس آغاز می‌شود.

از صندلی‌ای که دانش‌آموز روی آن می‌نشیند آغاز می‌شود.

از احساس امنیت او آغاز می‌شود.

از امکان مشارکت او آغاز می‌شود.

و البته در نهایت به کیفیت معلم، برنامه درسی و محتوای آموزشی می‌رسد.

به همین دلیل، کیفیت آموزش یک «محصول» نیست؛

یک برآیند سیستمی است.

اگر قرار باشد سه اولویت برای اصلاح آموزش ایران تعیین کنید، چه می‌گویید؟

دکتر سالاریه:

اول، سرمایه انسانی.

معلم باید دوباره به جایگاه واقعی خود در نظام اجتماعی برگردد.

دوم، محیط یادگیری.

باید مدرسه را از یک ساختمان صرف به یک محیط استاندارد، ایمن، پویا، زیبا، ارگونومیک و یادگیرنده‌محور تبدیل کنیم.

سوم، تصمیم‌گیری مبتنی بر داده و پژوهش.

باید بدانیم چرا یک سیاست آموزشی را اجرا می‌کنیم، چه مسئله‌ای را حل می‌کند و با چه شاخص‌هایی موفقیت آن را اندازه می‌گیریم.

و در نهایت؛ مدرسه مطلوب از نگاه شما چیست؟

دکتر سالاریه:

مدرسه مطلوب، مدرسه‌ای نیست که فقط زیبا باشد.

مدرسه مطلوب مدرسه‌ای است که برای انسان طراحی شده باشد.

برای دانش‌آموزی که قرار است در آن رشد کند.

برای معلمی که قرار است در آن آموزش دهد.

برای خانواده‌ای که قرار است به آن اعتماد کند.

و برای جامعه‌ای که قرار است محصول این نظام آموزشی را در آینده تحویل بگیرد.

من معتقدم اگر بخواهیم ایران آینده را بسازیم، باید از بازطراحی تجربه مدرسه شروع کنیم.

از کلاس درس تا مبلمان.

از معماری تا فناوری.

از معیشت معلم تا کیفیت زندگی خانواده.

از مدرسه تا شهرک.

از پژوهش تا اجرا.

اینها موضوعات جدا از هم نیستند؛

اجزای یک منظومه‌اند.

و «خانه مدارس» تلاش می‌کند همین منظومه را با نگاهی دانش‌محور، پژوهش‌گرا، توسعه‌محور و آینده‌نگر مورد توجه قرار دهد.

یادداشت پایانی دکتر داوود سالاریه

«آینده آموزش را فقط با تغییر کتاب‌های درسی نمی‌سازیم؛ آینده آموزش را با بازتعریف انسان، محیط، فناوری، فضا و کیفیت زندگی می‌سازیم. مدرسه باید از یک ساختمان برای آموزش، به یک زیست‌بوم برای رشد انسان تبدیل شود.»

دکتر داوود سالاریه

پژوهشگر و دکترای مدیریت

نویسنده و صاحب ایده خانه مدارس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا